آرام بگیر زر من
غوغا نکن
کمی بیاندیش
کمی صبر
کمی تحمل
بایست
کمی شکرگزار باش
تو اگر در این راه کم بگذاری پشیمان می شوی
دلت خواهد ماند
دلت را جا خواهی گذاشت
کمی دلتنگی ات را پنهان کن
کمی صبوری کن
غوغا نکن.
آرام بگیر زر من
غوغا نکن
کمی بیاندیش
کمی صبر
کمی تحمل
بایست
کمی شکرگزار باش
تو اگر در این راه کم بگذاری پشیمان می شوی
دلت خواهد ماند
دلت را جا خواهی گذاشت
کمی دلتنگی ات را پنهان کن
کمی صبوری کن
غوغا نکن.
درد از اینهمه فاصله
درد
تمام خیابانها اشکهایم را گواهند
تمام خیابانها
دیگر تاب گریستنم نمانده است
zar
این دنیا جایی برای سادگی و صداقت نیست
هر کدام را به دوش بکشی باخته ای
وای بر تو که حامل هر دوبوده ای.
سکوت کرده ام به بازی سرنوشت
این درد اگر مرا کور نکند
نخواهدم کشت
صداقت را نباید در زمین خرج کرد
سادگی را نباید در زمین حفظ کرد
اتوبان های تهران به اندازه کوه ها بلندند
...
zar
در کشاکش این صداها
بریده ام
دیگر تمام مردم زمین
با اشک هایم آشنا شده اند
اما همچنان در برابر تو می خندم
پروردگار ساکت من
مددی کن.
zar
خود را مشغول درس کرده ام
و هر روز خستگی بیشتر و بیشتر
چه می شود که من تاب می آورم
از اینهمه فاصله
و تو پررنگ می شوی
و می گویی عجیب دلتنگم شده ای
و من دوباره عاشق می شوم
...
zar
.............................................
کاش همه ما می دانستیم که گاهی حرفهایمان معجزه می کند.
اتوبانهای تهران بلندند
و کسی اشک های دخترکی که
در پهنای آن فرباد می کشد را نمی بیند
اشک هایم سطح تمام خیابانها را لمس کرده اند
اما هنوز از چشمانم بر گونه هایت نریخته اند
.....
گناه دوست داشتن را باید بر گرده دنیا کشاند
بیا که این بار از توان من خارج است
بیا که چشمانم تا لمس گونه هایت خواهد بارید
zar
پروردگارا
به من قدرتی عطا کن
تا سنت ها را در هم شکنم
این ها کمر مرا خم می کنند
و زندگی مرا آشوب،
پروردگارا
بر چشمان من سویی افکن.
zar
گفته بود گر بیایی به جان آیم
من به جان آمده ام لیک چرا می نایی
پروردگارا تو ناله های شبانه ام را گواهی
پروردگارا امشب بر من نظری کن
پروردگارا آسمانی
هر آنچه تو خواهی را من تسلیمم...
zar
عاشق ترینی
معشوق ترینم
ع....م
غرق می شوم
و صدای تو روزنه است که مرا از اعماق به سطح اقیانوس می کشد و
نفس
نفسی دوباره
zar
به تو می اندیشم که دوری اما نزدیک
حضورت در گله به گله های وجودم رخنه کرده
نامت در هر بار سخنم به زبان آمده
و حضورت
....
zar